0356
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 22:12
چقدر تو شهر خودم غریبم ، هیچ دوستی دیگه ندارم همه روابطم ختم شده تو همون حال و احوال پرسیدنای مجازی دوستام هرکدوم تو اکیپای مختلف جای گیر شدن و جایی واسه من نمونده Adblock test (Why?)
0357
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 22:12
قلبم از شدت ناراحتی درحال ترکیدنه ! هیچی به هیچی ): خداجونم میشه یاری برسونی؟؟):
0358
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 22:12
خدایا تو بساز ،، تو بسازی قشنگتره .. !
0222
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 5:10
واسه کادردرمانیا خیلی دعا کنید((:خیلی خستن ، خیلی خیلی دلتنگنبعد این لباسایی که میپوشن از جنس پلاستیکبشدت گرمو اینکه چون در هر شیفت باید لباسو دربیارنتا وقتی لباس تنشونه نمیتونند چیزی بخورن!ایشالله ر
0234
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 5:10
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیمامــید ز هــرکس که بریدیــم، بریدیـمدل نیست کبوتر که چو برخاست،نشینداز گوشهی بامـی که پــریدیم، پــریدیم!
0235
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 5:10
دانشجوی پرستاری بودن خیلی سخته!اون روزی،ساعت2شب گوشیم زنگ خورده!یکی از دوستان رفته درمونگاهداروهاشو با الکل تمیز کرده ، حالا ساعتا و مقداری که باید بخوره پاک شده!2شب زنگ زده میگه واتساپ واست عکس میفرس
0236
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 5:10
سامانه سیب رو که اخبار نشون داد یاد یکی از خاطرات دوران کاراموزی افتادم((:برای کاراموزی سلامت جامعه یکی از مرکزبهداشتای اطراف تهران رفته بودیمپشت سیستم بودم و داشتم اطلاعات خانم رو وارد سامانه سیب میک
0237
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 5:10
تو سامانه ای که دانشگاه ساختهhttp://tumsnavid.vums.ac.ir/ اینجااستادا ویس و فیلم و پاورپوینت میذارنیک قسمت داره میتونن ازمون بگیرن|:یه قسمت داره برای تکالیفی که باید تحویل بدیم|:یکیم هست گفتگو سوالی چ
0238
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 5:10
من سه تا از بچه های پزشکی که بلاگر هستن یطورایی(!)تو اینستا فالومیکنمغزلنویس،لایف اروند می با مای ناول لایف (اگه اشتباه نکنم!!)یه خانمیو میشناختم از بچه های پزشکی که بندرعباس بود به واسطه پیج نسیم نیک
0219
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 20:28
سه ساله تو این رشتمو انتظار داشتم امسال دیگه با این جمله** الهی تب کنم پرستارم تو باشی** باردارم نکنند که خیال باطل بود
0220
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 20:28
سه روز دنبال سه تا استاد میگردممگه پیدا میشن!یکیش که دفترش رفته وزارت خونه پیداش کردم سلامشو به منشی گروه برسونم!!اون یکیو منشی گروه میگه باید میومد نمیاد دیگهیکی دیگم کل بیمارستانای تهرانو گویا باید بگردم تا پیداش کنمهر سه منشی گروهم اظهار ندونستن میکننخدایا شکرتآخرترمی در به در شدیم|:
0221
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 20:28
شب برای این است که آرزو کنی ، بی صدا و با دلی بزرگ، میان سیل عظیمی از سیاهی آرزو کنی. برای من ، هرشب ، شب آرزوهاست . وقتی ماه ، نور می پاشاند بر تاریکی اتاقت ، اخم هایت را باز کن و دوباره آرزو کن . وقتی قطره های اشک از گونه هایت سرایز شد و دست هایت توان کنار زدن آنهمه بغض را نداشت با دلی شکسته آرزو ...
0209
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
این روزها که بحث داغ انتخاب رشته و نتایج همه جا هستخوشحالم که ازش دورم!عجیبه امسال از اطرافیان فامیل کسی نبود کنکور داشته باشهیه دخترخانمی از اشناهای دور بود که تاجایی که اطلاع دارم زیر هزار نیاوردولی
0210
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
قلم چی بعد این همه وقت دست از سرم ورنداشته برای چندمین بار باز پیام دادن میگن بیا پشتیبان شو((:م.ک میگه باورکن کاری نداره دوهفته به دوهفته میری سر ازمون عصرش کارنامه میدی حالا یه عصراییم میپیچونیبعدم
0211
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
باید برای یکی از سایتای علوم پزشکی تهران مقاله ای ترجمه کنمچون از خونم یه سری از سایتایی که با نت خوابگا یا دانشگا میشد وارد شد و مقاله رو دانلود کرد نمیتونم برمولی بالاخره مقاله رو پیدا میکنم از یه سری دانشگاه ها مثل UVAمسئله اینجاست که موضوع مقالم باید به قلب مرتبط باشه! و الان هیچی به ذهنم نمیاد!...
0212
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
بهم میگه با خونه حبس کردن خودش به جایی میرسه!میگم یه عمر با ابرو و شرافت زندگی کرده ، یه جایی یچی از دستش دررفته و حالا داره تاوانشو پس میدهدست از سرش وردار. خدا بزرگه ...میگه مجبورش کن بیاد بیرون از خونه ، مردم ببیننش! میدونی این پنهون کردن خودش چیو نشون میده؟ اینکه زندانه! مردم که نمیبیننش !!!!!!م...
0213
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
این همه آدم رفتند و نیامده اند؛ و فقط یک نفر است که رفت و هنوز هم در تاریخ دارند میگویند:u200f نیامد نیامد…ای اهل حرم میر و علمدار نیامدu200e…
214
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
اهنگ زندگی هایده رو پلی کردم+زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا! بسکه ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم که((:+با امشب میشه ششمین شبی که تهرانمو تنهام تو اتاقهم اتاقیا فارغ التحصیل شدن و هیچکی پیشم نیست تا
0215
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
نیستم ... حتی خاموشم وبلاگارو نمیخونم حالم عجیب بده(:
0217
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:14
سرم تو پرونده بودو بیشتر درگیر خط رزیدنت داخلی بخش بودم که یه روپوش سفید اومد پیشم سرمو که بالا اوردم چشم خورد به اتیکتشلبخند دندون نمای اقای رزیدنت باعث شد ابروهام جفتی بپرن بالاپروندرو گرفتم سمتش+می