قلبم از شدت ناراحتی درحال ترکیدنه ! هیچی به هیچی ): خداجونم میشه یاری برسونی؟؟):
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
خدایا تو بساز ،، تو بسازی قشنگتره .. !
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امــید ز هــرکس که بریدیــم، بریدیـم
دل نیست کبوتر که چو برخاست،نشیند
از گوشهی بامـی که پــریدیم، پــریدیم!
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
سه ساله تو این رشتمو انتظار داشتم امسال دیگه با این جمله
** الهی تب کنم پرستارم تو باشی** باردارم نکنند
که خیال باطل بود
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
سه روز دنبال سه تا استاد میگردم
مگه پیدا میشن!
یکیش که دفترش رفته وزارت خونه پیداش کردم
سلامشو به منشی گروه برسونم!!
اون یکیو منشی گروه میگه باید میومد نمیاد دیگه
یکی دیگم کل بیمارستانای تهرانو گویا باید بگردم تا پیداش کنم
هر سه منشی گروهم اظهار ندونستن میکنن
خدایا شکرت
آخرترمی در به در شدیم|:
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
شب برای این است که آرزو کنی ، بی صدا و با دلی بزرگ، میان سیل عظیمی از سیاهی آرزو کنی.
برای من ، هرشب ، شب آرزوهاست . وقتی ماه ، نور می پاشاند بر تاریکی اتاقت ، اخم هایت را باز کن و دوباره آرزو کن . وقتی قطره های اشک از گونه هایت سرایز شد و دست هایت توان کنار زدن آنهمه بغض را نداشت با دلی شکسته آرزو کن . . .شب برای این است که آرزو کنی ، رویا ببافی ، تک و تنها رو به پنجره ی آسمانی که هیچکس را توان گرفتن دست هایت نیست .
#حاتمه_ابراهیم_زاده
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
باید برای یکی از سایتای علوم پزشکی تهران مقاله ای ترجمه کنم
چون از خونم یه سری از سایتایی که با نت خوابگا یا دانشگا میشد وارد شد و مقاله رو دانلود کرد نمیتونم برم
ولی بالاخره مقاله رو پیدا میکنم از یه سری دانشگاه ها مثل UVA
مسئله اینجاست که موضوع مقالم باید به قلب مرتبط باشه! و الان هیچی به ذهنم نمیاد!!!!
یعنی یه سری چیز میز اومد تو ذهنم
رفتم تو سایت دیدم بقیه مطالبی راجبش به اشتراک گذاشتن
در نتیجه یه موضوع جدید باید باشه
هیچی به ذهنم نمیاد): هیچــــــی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی