خرید بک لینک

درباره سایت

0196

امکانات وب

چقدر تو شهر خودم غریبم ، هیچ دوستی دیگه ندارم 

همه روابطم ختم شده تو همون حال و احوال پرسیدنای مجازی 

دوستام هرکدوم تو اکیپای مختلف جای گیر شدن و جایی واسه من نمونده

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 22:12

قلبم از شدت ناراحتی درحال ترکیدنه ! هیچی به هیچی ): خداجونم میشه یاری برسونی؟؟):

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 22:12

خدایا تو بساز ،، تو بسازی قشنگتره .. !

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 22:12

واسه کادردرمانیا خیلی دعا کنید((:خیلی خستن ، خیلی خیلی دلتنگنبعد این لباسایی که میپوشن از جنس پلاستیکبشدت گرمو اینکه چون در هر شیفت باید لباسو دربیارنتا وقتی لباس تنشونه نمیتونند چیزی بخورن!ایشالله رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 5:10

ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امــید ز هــرکس که بریدیــم، بریدیـم
دل نیست کبوتر که چو برخاست،نشیند
از گوشهی بامـی که پــریدیم، پــریدیم!

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 5:10

دانشجوی پرستاری بودن خیلی سخته!اون روزی،ساعت2شب گوشیم زنگ خورده!یکی از دوستان رفته درمونگاهداروهاشو با الکل تمیز کرده ، حالا ساعتا و مقداری که باید بخوره پاک شده!2شب زنگ زده میگه واتساپ واست عکس میفرسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 5:10

سامانه سیب رو که اخبار نشون داد یاد یکی از خاطرات دوران کاراموزی افتادم((:برای کاراموزی سلامت جامعه یکی از مرکزبهداشتای اطراف تهران رفته بودیمپشت سیستم بودم و داشتم اطلاعات خانم رو وارد سامانه سیب میکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 5:10

تو سامانه ای که دانشگاه ساختهhttp://tumsnavid.vums.ac.ir/ اینجااستادا ویس و فیلم و پاورپوینت میذارنیک قسمت داره میتونن ازمون بگیرن|:یه قسمت داره برای تکالیفی که باید تحویل بدیم|:یکیم هست گفتگو سوالی چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 5:10

من سه تا از بچه های پزشکی که بلاگر هستن یطورایی(!)تو اینستا فالومیکنمغزلنویس،لایف اروند می با مای ناول لایف (اگه اشتباه نکنم!!)یه خانمیو میشناختم از بچه های پزشکی که بندرعباس بود به واسطه پیج نسیم نیکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 5:10

سه ساله تو این رشتمو انتظار داشتم امسال دیگه با این جمله

** الهی تب کنم پرستارم تو باشی** باردارم نکنند

که خیال باطل بود

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 20:28

سه روز دنبال سه تا استاد میگردم
مگه پیدا میشن!
یکیش که دفترش رفته وزارت خونه پیداش کردم
سلامشو به منشی گروه برسونم!!
اون یکیو منشی گروه میگه باید میومد نمیاد دیگه
یکی دیگم کل بیمارستانای تهرانو گویا باید بگردم تا پیداش کنم
هر سه منشی گروهم اظهار ندونستن میکنن
خدایا شکرت
آخرترمی در به در شدیم|:

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 20:28

شب برای این است که آرزو کنی ، بی صدا و با دلی بزرگ، میان سیل عظیمی از سیاهی آرزو کنی.
برای من ، هرشب ، شب آرزوهاست . وقتی ماه ، نور می پاشاند بر تاریکی اتاقت ، اخم هایت را باز کن و دوباره آرزو کن . وقتی قطره های اشک از گونه هایت سرایز شد و دست هایت توان کنار زدن آنهمه بغض را نداشت با دلی شکسته آرزو کن . . .شب برای این است که آرزو کنی ، رویا ببافی ، تک و تنها رو به پنجره ی آسمانی که هیچکس را توان گرفتن دست هایت نیست .

#حاتمه_ابراهیم_زاده

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 20:28

این روزها که بحث داغ انتخاب رشته و نتایج همه جا هستخوشحالم که ازش دورم!عجیبه امسال از اطرافیان فامیل کسی نبود کنکور داشته باشهیه دخترخانمی از اشناهای دور بود که تاجایی که اطلاع دارم زیر هزار نیاوردولیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 1:14

قلم چی بعد این همه وقت دست از سرم ورنداشته برای چندمین بار باز پیام دادن میگن بیا پشتیبان شو((:م.ک میگه باورکن کاری نداره دوهفته به دوهفته میری سر ازمون عصرش کارنامه میدی حالا یه عصراییم میپیچونیبعدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 1:14

باید برای یکی از سایتای علوم پزشکی تهران مقاله ای ترجمه کنم

چون از خونم یه سری از سایتایی که با نت خوابگا یا دانشگا میشد وارد شد و مقاله رو دانلود کرد نمیتونم برم

ولی بالاخره مقاله رو پیدا میکنم از یه سری دانشگاه ها مثل UVA

مسئله اینجاست که موضوع مقالم باید به قلب مرتبط باشه! و الان هیچی به ذهنم نمیاد!!!!
یعنی یه سری چیز میز اومد تو ذهنم

رفتم تو سایت دیدم بقیه مطالبی راجبش به اشتراک گذاشتن

در نتیجه یه موضوع جدید باید باشه

هیچی به ذهنم نمیاد): هیچــــــی

برچسب: نویسنده: مهتاب جلالی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 1:14

صفحه بندی